فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

333

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

شبيه آتشدان بود . قسمت پائين اين ظرف كه قطرى معادل سه چهار پا داشت مربع شكل بود و تا بالا چهار پنج پله يا طبقه داشت كه قطر طبقات آن مانند هرم كم مىشد . در همهء طبقات يا پلكان اين ظرف تنگها و كاسه‌هائى گذاشته بودند كه بيشتر با سنگهاى قيمتى از قبيل ياقوت و فيروزه و مرواريد و زمرد تزئين گرديده بود . اما در ميان اين سنگها الماس ديده نمىشد زيرا ايرانيان اين سنگ قيمتى را بسيار كم مصرف مىكنند و اهميت زيادى بر آن قائل نيستند . بمحض آنكه سفير پادشاه اسپانيا وارد تالار شد ، اگرچه اين تشريفات در سراسر آسيا فوق‌العاده و كم‌نظير بود ، همهء حضار قيام كردند و پس از آنكه سفير به جمعيت نزديك شد حاضران بدون كوچكترين حركتى ، با گذاشتن دست روى پيشانى نسبت به وى اداى احترام كردند و در حالىكه سرها را خم كرده بودند تجليلى از همان نوع كه مىبايد نسبت به شاه به عمل آورند دربارهء وى مرعى داشتند . سفير كلاه از سر برداشت و پس از آنكه تبجيل و احترامى به شيوهء اسپانيائيان به عمل آورد براى نشستن به جائى رفت كه قره‌خواجه و تيمور به وى نشان دادند . اين جايگاه آخر تالار طرف راست آب‌نما و نزديك درى بود كه شاه مىبايد از آن وارد تالار شود . چاووش سفير عثمانى - كه همان روز با ديگر سفيران بدين ضيافت آمده بود نيز نزديك همان در نشسته بود . بطوريكه بمحض آنكه سفير اسپانيا چهار زانو در جاى خود نشست قره‌خواجه در طرف چپ و چاووش در طرف راست وى قرار گرفتند . سفير مسكو ، كه بين خود و قره‌خواجه فاصله‌اى گذاشته بود تا روحانيان همراه سفير اسپانيا بنشينند ، در دست چپ قره‌خواجه قرار گرفت . سفير لاهور روبروى سفير اسپانيا ، نزديك درى كه همگان از آن وارد شده بودند نشسته بود و پس از وى به ترتيب سفير تاتارهاى ازبك و سرانجام سفير تاتارهاى پره‌كپ « 207 » كه با لهستانيها و مسكويها همسايه هستند قرار گرفته بودند . اگرچه جز يك عرب بسيار سياه و لاغر ، يعنى برادر خليفهء مكه كه نزديك تاتارها نشسته بود چهرهء نامأنوس

--> ( 207 ) Precop : برزخى است كه شبه جزيرهء كريمه را به اروپا مىپيوندد . - م .